على محمدى خراسانى

423

شرح منطق مظفر (فارسى)

نيابت از او عمل را مىستايد . و از جهت دوم « شكايت » نام دارد كه خطيب يا از خود شكايت دارد يا از ديگرى و كسى كه مدافع آن عمل گذشته است نامش « معتذر » است كه عذر و بهانه مىآورد و كارش را توجيه مىكند و آنكه به آن عمل گذشته و نابجايى آن اعتراف كند نامش « نادم » است . ج . مشاورات ؛ خطاباتى هستند كه به يك امر استقبالى تعلّق دارند و البتّه كار خطيب بحث از اصل وجود و عدم آن در آينده نيست بلكه بحث او از اينست كه بر فرض وجود ، امر سودمندى نيست « و ينبغى ان يترك » چنين خطابه‌اى مشتمل بر « تحذير و تخويف » است . حال اين انواع سه‌گانه ، غرضهاى اصلى خطيب را تشكيل مىدهند و گاهى خطيب براى رسيدن به هدف ، از امور ديگرى هم استفاده مىكند كه زمينه‌ساز بوده و او را در جهت رسيدن به هدفش يارى مىكنند و نام آنها « تصديرات » است . مثلا شخصى را مدح مىكند و سپس نتيجه مىگيرد كه پس شما مىتوانيد او را در كارهايتان طرف مشورت قرار دهيد . تشبيبى كه شعراء در گذشته در صدر قصايد خود به كار مىبردند از همين قبيل بوده زيرا كه غرض اصلى شاعر مدح فلان عالم ، حكيم ، سلطان ، خليفه ، امام ، پيامبر و . . . بوده ولى صدر قصيده را اختصاص به تشبيب مىداد تا به هدف رسد ( تشبيب : ذكر محاسن فردى در قالب شعر است ) و شايد خود شاعر عاشق و شيفته فلان شخص نبوده ولى طبق عادت شعراء ، صدر قصيده‌اش را به اين امور مصدّر مىنمود . نمونهء ديگر مطلب ، عملى است كه امروزه خطباء ، وعاظ و روضه‌خوانان انجام مىدهند كه هدف اصلى آنها ذكر مصيبت و بيان حادثه كربلا است ولى ابتدا به عنوان مقدمه‌چينى و زمينه‌سازى يك سلسله قضاياى تاريخى ، اخلاقى ، دينى و . . . را بيان مىكنند و هنگامى كه تمام توجّه مستمع جلب شد و آمادگى كامل براى شنيدن حادثه پيدا كرد ذكر مصيبت كرده و مردم را متوجّه عمق فاجعه مىسازند . 14 . صور تأليف خطابه و مصطلحات آن مطلب چهاردهم از مطالب مبحث اوّل خطابه ، پيرامون دو نكته است : نكته اوّل ؛ برهان از لحاظ مواد استدلالى ، متكى بر يقينيات بود و از لحاظ هيئت و شكل ، تنها داراى شكل قياسى بود ، لذا گفتيم : البرهان قياس يا قول قياسى . . . و جدل از